نکاتی از خطبه جمعه شهر پارسیان
خطیب : شیخ عبدالعزیز دریایی

از هنرهای زیبا و ارزشمند در اخلاق مومن ، هنر قدردانی و شکرگزاری ست . قدردانی ، زندگی را زیبا می کند . پروردگار این صفت را نیز برای خود پسندیده است ( فان الله شاکر علیم ) پروردگار نسبت به رفتار خوب بندگان ، قدردان و شاکر است . بکار گیری هر خاصیت ، توان و داشته ای در راه رضایت خالق ، شکرگزاری ست . شاید بگوییم شکرگزاری و قدردانی متعلق به وقتی است که از همه امکانات زندگی برخوردار باشم و تا وقتی که به همه خواسته هایم نرسم زبان شکر را نمی گشایم . باید از خود پرسید آیا همه خواسته های ما ، به خیر و صلاح ماست ! در اوج زمانی که فکر می کنی چیزی برای شکر گزاری نداری ، باز اگر دل حاضر باشد داشته های ما فراوانند مهم این است که تو چه چیزی را جزو ارزشها و داشته ها ببینی . نوع نگاه به زندگی در توجه به نعمت ها ، خیلی مهم است .  روزانه ( مالک یوم الدین ) گفتن ها در نماز باید یاد قیامت را در دل زنده بدارد تا مومن بتواند فرصت ها را برای خودش تبدیل به خیر کند اگر چشم آدمی به داشته های خود باز نشود مدام داشته های دیگران را پیگیری می کند و قدردان داشته های خود نخواهد بود (وَاشْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ )
دلتنگ عزیزانی هستی که قبل از خودت از دنیا رفته اند خدا مهربانتر از تو نسبت به بندگان است باور داشته باش که اگر بر ایمان بمیری آنان را در قیامت ملاقات خواهی کرد و آنان را در آغوش خواهی گرفت لذا به همه خواسته ها نرسیدن مانع شکرگزاری مومن نمی شود زیرا که همه ارزشها و تخصص ها در یک شخص جمع نمی شود بلکه توانمندیها و خاصیت ها بر انسانها تقسیم شده است ( ۚ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۚ) ما معیشتها را بین انسانها در زندگی دنیا تقسیم کرده ایم .
آیا همه چیز به محمد ( رسول الله ) در دنیا داده شده بود؟ ایشان یتیم به دنیا آمدند و قبل از پایان یافتن دوران کودکی از مهر و عاطفه مادری محروم شدند و تا زمانی که در قید حیات بودند شاهد وفات اکثر فرزندان خود بود ولی با این وجود در زندگی ،موضع شکر و قدردانی را نگه داشتند . چون ایمان ، جزو داشته ها و نعمت های ارزشمند آدمی ست که نوع نگاه به زندگی را اصلاح و تنظیم می کند .
فرصت قدردانی و شکر نعمت چه زمانی فرا می رسد چه باید داشته باشی که در قبال آن ، شاکر شوی ! توفیق حیات و زندگی جزو داشته های ماست چون پروردگار ، تو را قابل دانست که بیافریند و در هر خلقی ، حکمتی دنبال می شود . تا زنده هستی فرصت بندگی و اصلاح باقی ست . به قول معروف : در قبرستان ، کسانی در خاک هستند که یک زمانی فکر می کردند دنیا بدون حضور آنان نمی چرخد ولی چنین نشد.
همین که عرضه و توان حفاظت از ناموس و حریم خودت داشته باشی و نسبت به آن سهل انگاری نکنی جزو داشته های آدمی ست و اینکه ظلم نکنی و ظلم نپذیری نشانه سلامت و کرامت توست . ادای نماز صبح نیازمند توفیق و قابلیت است .
امروز چند نفر توفیق ملاقات و احسان به والدین خود داشتند چه بسا خیلی ها مشتاق باشند ولی این فرصت از آنان گذشته باشد و فقط جای خالی والدین خود را ببینند . تو که هنوز این فرصت برایت باقی ست قدر بدان و کار امروز را به فردا مسپار . والدین هم باید فرزند را موهبت و نعمتی از جانب پروردگار بدانند و درد تبعیض بین فرزندان را به دل اولاد خود ننشانند . همیشه دنبال بهانه ای برای وصل باشیم و گرنه بهانه ها برای قطع و جدای بسیارند اگر دنبال بهانه ای برای قطع و قهر باشی ، شور و یا بی نمک بود غذا هم برای بهم ریختن کانون خانواده کافیست .
تفاوت ها نقص نیستند ، زن یا مرد ، پیر و جوان ، بزرگ و کوچک ، هر کدام در موقعیت خود از خاصیت و توانی برخوردار است تا زمانی که سمت و سوی اراده و رفتار آدمی خیر خواهی باشد او نزد الله محبوب است .
زن و شوهر خوب نسبت به همدیگر جزو داشته های یکدیگرند لذا باید قدردان همدیگر باشند . یک خانم مومن ، عزت و حرمت خانواده را نگه می دارد و مایه سرافرازی مرد خانواده هست و چنان رفتار می کند که مرد خانواده زیر بار مشکلات زندگی کمر خم نکند چنین زنی در غیاب شوهر به او خیانت نمی کند و می داند که یک لحظه غفلت و سهل انگاری ، عمری حسرت به همراه دارد . یک مرد مومن و با غیرت ، نسبت به امور خانواده بی تفاوت نیست و همسر صالح خود را تحقیر نمی کند .
ابوبکر صدیق وقتی که برای رضای خدا ، بلال را خرید و آزاد کرد مورد تمسخر از جانب فروشنده قرار گرفت که این شخص برای من ارزشی نداشت ولی وقتی که شوق تو را برای خریدش دیدم قیمت را بالا زدم و در عوض این برده ، پول زیادی از تو گرفتم . ابوبکر در جوابش گفت : من در این معامله سود بزرگی بردم و تو کودک وار ، گوهری را به گردویی فروختی چون من نظر به جان و شرافت بلال انداختم ولی تو نظر به رنگ او داشتی .
کو به نزد من نیرزد نیم دانگ / تو گران کردی بهایش را به بانگ
جوابش داد صدیق ای غبی / گوهری دادی به جوزی چون صبی
او به نزد من همی ارزد دو کون / من به جانش ناظر هستم تو به لون .
مبادا نعمتها و داشته ها برای ما عادی و معمولی شوند در این حال جز در وقت فقدان و از دست دادن قدر آنها را نمی دانیم البته این حالت گاهی طبیعی و معمولی ست ولی باید مکررا آن را به یاد آورد تا فرصت ها از دست نروند.

🖋شیخ عبدالعزیز دریایی امام جمعه شهر دشتی

۹۸/۹/۲۲

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :